نمايي از نمايش پنه لوپه به جنگ ميرود .
اجرا شده در : دهمين همايش تئاتر جوان استان قزوين
كاري از : گروه هنري آكواريوم
علي اسكندري - سميرا ضابطي

براي نوشتن يك نمايشنامه چقدر زمان لازم است ؟

براي اجراي يك نمايش چطور ؟

چه اندازه بايد سختي كشيد تا تا تفكري تبديل به متن شود  متني تبديل به نمايشنامه و نمايشنامه اي تبديل به تئاتر ؟

۲۳ ماه دوري از تئاتر آنچنان مرا دلتنگ قرار گرفتن زير نور پرژكتور كرده بود كه شايد خيلي چيزها را از زياد برده بودم .

از ياد برده بودم هنر را بايد از ديدگاه سياست نگريست .

از ياد برده بودم همه چيز اينجا به زنجير است حتي هنر!!!

از ياد برده بودم همه چيز اينجا مقدس است ـ هنر هم !!!

از ياد برده بودم تمام چارچوب ها .

‌‍من يادم نرفته بودم - علي چپ يادت هست . كوچه خوبيست .

/

فاطمه آدينه - سميرا ضابطي و پويان اصغري در نمايش پنه لوپه به جنگ ميرود

ما براي جايزه نيامده بوديم . پنه لوپه به جنگ ميرود خود جايزه است . 

۲ ماه تمام ، بي وقفه ، زير هزاران نگاه نانجيب در جايي كه ما اسمش را گذاشته ايم فرهنگسرا ( جايي كه همه چيز بود الا فرهنگ) عرق ريختيم . تا درد را فرياد بزنيم نه از زبان خود درد از زبان عشق .

ما گفتيم : جنگ ، موسيليني ، ايتاليا ، نيروهاي متفقين و عشق .

تو گفتي : كدام جنگ ؟

ما گفتيم : مذهب ، كاتوليك ، حس خوشبختي ، ميهن و عشق ،

تو گفتي : بازي ضعيف!

ما گفتيم : سرزمين موعود ، نجابت ، اعتقادات پوچ و عشق .

تو گفتي : حذفش كن .

ما گفتيم :پرستو ي مهاجر ، آزادي و آزادي و آزادي و عشق.

تو گفتي : در بازبيني بايد مردود مي شدي .

ما گفتيم : سنگسار ، كشتن ، خيانت و عشق .

تو فرياد زدي : اين روسپيگريست.

ما گفتيم : اين نمايشي ست كه ممكن است اتفاق بيفتد (و شايد اتفاق افتاده باشد) اين زندگيست !!!

تو گفتي : كه چي ؟

ما گفتيم : پنه لوپه به جنگ ميرود يعني  احترام بگذار به هر آنچه كه ديگري به آن فكر مي كند

تو گفتي : جايزه بي جايزه!!!

گفتيم : ما براي جايزه نيامده ايم .

تو گفتي : نبايد اجرا بشه .

و ما هنوز هم ميگوييم :

پنه لوپه به  جنگ ميرود  يعني احترام گذاشتن به انديشه ديگري .

 

 


لينک مطلب نوشته:پویان تاریخ:دوشنبه 2 شهريور 1388 ارسال نظر تعداد نظرات: [13]

نظر

05:19, جمعه 13 شهريور 1388 .. ارسال شده توسط وحید صدوقیان (سايت - ايميل)

سلام پویان عزیز
امیدوارم که خودت و گروهت موفق باشید. از اینکه به وبلاگ من آمدید و نظر دادید ممنونم. از این حرفها بگذریم خواسته بودی که نظرم را درباره کارت بگویم. ببین پنه لوپه از نظر من یک کار خاص در پرونده کاری گروهت بود که من رو به عنوان تماشگر مجذوب خودش کرد و به این خاطر بودکه من به شخصه به این سبک کار یعنی استفاده کم از صحنه و استفاده از هنر بازیگر واقعا علاقه دارم و اگر می گویم که کار خاصی بود بخاطر این بود که در نمایش قبلی شما از سبک رئالیست استفاده کردید ولی این کار با ماهیت تئاتر که چیز متفاوتی با سینماست بیشتر سازگار بود.کار شما من را یاد کار هملت با اجرای بروک انداخت که با همین سبک هنر بازیگر را نشان داده بود. اما همانطور که میدانید بهترین کارهای دنیا بدون نقص نیست و چیزهایی که من در ادامه خواهم گفت یکسری نظریاتم است که اگر در کارتان جبران شود این کار را تا حدی بالاتر خواهد برد.
۱.کار شما کاریست که بازیگر در این کار حرف اول را میزند کار خانم ضابطی به عنوان یک بازیگر زن واقعا مورد ستایش بود چون ایشان به خوبی توانسته بودند از بدن و بیان خود در راستای کار استفاده کند کاری که کمتر بازیگر زنی در تئاتر با محدودیتهایی که در کشورمان است می تواند بکند. اما کار دوست عزیزمان علی آقا اسکندری. ایشان هم به نسبت خوب بودند اما بیانشان در بعضی از حروف مشکل داشت که با چند تمرین بیان خوب قابل رفع است من به عنوان یک همکار به این دوست عزیز پیشنهاد می کنم در کار بازیگری باید بیشتر از هر چیز به ابزارش یعنی بدن بیان و حس(که من به آن می گویم حالات درونی انسانی) توجه کند.
۲.استفاده شما از صندلی نبایدفقط تک بعد باشد و یک نگاه به آن داشت یعنی صندلی. دوستان صندلی تنها ابزار بی جان شما در صحنه است که باید هزاران استفاده از آن کرد. پویان جان به بازیهای کودکان اگر توجه کرده باشی خواهی دید که هیچوقت مستاصل نیستند ممکن است از یک چوب تنیس یک بار به عنوان تفنگ و یک بار به عنوان عصا استفاده کنند این همان تخیل است که ذهن تماشاگر را باشما همراه می سازد کاری که شما به نظر من باید با صندلی بکنید.
۳.شما در کارتان ۲ فضا دارید اول فضای بازی و دوم فضای خودتان که باید در لحن بیان و حرکت در این دو فضا به تفکیک برسید. مثلا من به عنوان بازیگر در صحنه هیچوقت صدوقیان نیستم من یک طراحی برای بدن و بیانم برای بدست آوردن نقش دارم که اگر آنرا کنار بگذارم به خودم میرسم. این تفکیک باید به طور قابل ملاحظه ای در آن لحظه کار شما دیده شود که فکر میکنم در همایش کم بود و شما بیشتر از نور سالن استفاده کردید.
۴.در زمان بازی شما بازیگران دیگر خود را که از فضای بازی خارج اند در صحنه نگه داشته و در عمق صحنه می نشانید. نگه داشتن آنها واقعا فکر خوبی بود اما مهمترین وجه فضای بازی است آنها که در عمق هستند نباید حواس تماشاگر را از فضای بازی با حرکت و یا خوردن مکرر آب به خود معطوف کنند.

در آخر از اینکه زیاد حرف زدم عذر می خواهم و از اینکه با آن حرکات فرم آن رقص را در کارتان به خوبی نمایش دادید و من تماشاگر را مجذوب کردیدممنونم. راستی به وبلاگ من بیایید و نظرتان را رجع به کار من در همایش بگویید.



... هم نیستید همتون از دم

11:54, پنجشنبه 7 آبان 1388 .. ارسال شده توسط ناشناخته (سايت - ايميل)

شما چی فکر کردید آشغالای نفهم که واسه خودتون نظریه در مورد تئاتر صادر می کنید. نکنه شما جناب آقای امانوئل اشمیت هستید که در روح یک قزوینی رسوخ کردید. یا هارولد پینتر تشریف دارید و ما خبر نداریم. یا اینکه ... جناب آقای میلر رو پاره کردید. .... پر روهای دو ... دو ...
اين نظر در تاريخ پنجشنبه, 14 آبان 1388 و در ساعت 15:04 توسط artpouyan ويرايش شد.



نظر

06:08, يكشنبه 10 آبان 1388 .. ارسال شده توسط کاوه (سايت - ايميل)

سلام
باور کن انقدر شاکی شدم که این نظر رو خوندم .
متاسفانه جامعه ما پر شده از ادم های نفهم و بی شعور که اگر نقدی یا اعتراضی دارند در پشت هزار چهره مخفی میشن . و دست آخر هم حرفشون رو درست و حسابی بیان نمی کنن و و یه مشت مزخرف در وبلاگ این و اون می نویسن.
گویا این دوستمون ( شاید هم دشمن هممون) نمی تونه حرفش رو جلوی روی شما بزنه که اینجوری به جون وبلاگتون افتاده.
شاید هم انقدر از شما می ترسه که...
از ظواهر امر مشخصه که شما رو هم نمیشناسه چون اگه شما ها رو مشناخت میفهمید که شما خیلی بیشتر از اشمیت و پینتر هستید ( حداقل برای ما) .
نکنه شما ها یه کاری باهاش کردین . آی آی آی



نظر

06:16, يكشنبه 10 آبان 1388 .. ارسال شده توسط رضا (سايت - ايميل)

مدت زیادی که به وبلاگتون سر میزدم . اون اویل نظر میدادم اما جدیدن نه . ولی این نظری که این آقا این پایین گذاشته بود نذاشت تا بیخیال از اینجا رد بشم .
دنیا پر است از احمق .
ادم وقتی از طرف یه تئاتری همچین حرف هایی رو میشنوه دیگه می مونه چی بگه .
گویا این آقا... چی بگم .
فقط میخواستم به این آقای پوریا پلی بگم . خیلی احمقی.



نظر

06:39, دوشنبه 11 آبان 1388 .. ارسال شده توسط مینا (سايت - ايميل)

من واقعا برای این اقای ناشناخته که حتی بلد نیست ادب رو تو مکالماتش حفظ کنه متاسفم. و باید بگم نظراتشو بذاره دم کوزه ابشو بخوره.چون من فکر میکنم بد جوری دماغش میسوزه وقتی کارای خوبتونو میبینه. من خودم اخرین کارتونو دیدم و واقعا شگفت زده شدم.



جوابیه

03:14, پنجشنبه 14 آبان 1388 .. ارسال شده توسط پویان - علی (سايت - ايميل)

سلام
۱- باید تشکر کنیم از دوستانی که به وبلاگ ما سر میزنن .
۲- در این پست مسائلی پیش امد که خودتون شاهد اون هستید از اونجا که ما مخالف سانسور در هر شکل و نوعش هستیم ترجیح دادیم نظر دوستمون ( یا به قول کاوه همون دشمن مون) در قسمت نظرات باقی بمونه اما به دلیل استفاده از برخی جملات دور از ادب مجبور به ویرایش آن شدیم .
۳- هر انتقادی سازنده است اما فحش و بد و بیراه همانطور که از اسمش پیداست « بیراه » است . و به هیچکدام از اعضای این گروه اسیبی وارد نمی کند .
۴ـ در پایان پذیرای تمام انتقادات شما و تا حدودی بیراه های شما هستیم .



نظر

04:00, جمعه 15 آبان 1388 .. ارسال شده توسط وحيد صدوقیان (سايت - ايميل)

سلام دوستان هنوز منتظر جوابیه شما و نظر شما هستم. در مورد این نظریه هم زیاد (توهین)ناراحت نباشید از نظر من که خیلی هم جالبه جای شما بودم باهاش ارتباط برقرار می کردم تا باهش صحبت کنم . شاید بشه ازش یه نمایشنامه خوب در آورد



نظر

05:38, جمعه 15 آبان 1388 .. ارسال شده توسط ناشناخته (سايت - ايميل)

واقعا واستون متاسفم. شما حتی جنبه ی شنیدن نقد و انتقاد رو هم ندارید. اتفاقا متاسفانه می شناسمتون. خوبم می شناسمتون. چهارتاتون زیادی باد کردین. وقتشه که بگندید. ببینید. خیال نکنید من احمقم. هر چهارتا نظرتون از یه احمق بوده. الان شما فکر می کنید که تو استراتفورد هستید نه؟ خدا شفاتون بده. امثال شما رو که می بینم به یاد دن کیشوت می افتم. البته این یه مرضیه که همه جا گیر شده. به نظر من پویان بهتره بره نقاشیشو بکشه. او سمیرا هم باید بره یه کار مناسب تری واسه خودش پیدا کنه. فاطمه رو نمی دونم. اون یکی علی اسکندری هم با اون چهره ش باید بره هالیوود جای یک ستاره رو پر کنه. اون قدر سیگار کشید نپوکید؟ یه چیزی. شما هنرمند هستید؟ اگه هنرمند بودید با شناخت درست در مورد پینتر و اشمیت زر می زدید. احمقای هنرمند نمای دو زنه. چرا (زن) رو از دوزنه جدا کردید؟! نیاز به سانسور داشت؟ بای جنابان مدعی



نظر

06:10, پنجشنبه 28 آبان 1388 .. ارسال شده توسط من کی هستم . (سايت - ايميل)

آقا منم با نظر این آقای ناشناخته موافقم . بهتره همتون برید یه کار دیگه پیدا کنید . همین پویان بره نقاشی بکشه . علی بره هالیوود . سمیرا هم بره دنبال یه کار دیگه و فاطمه رو هم نمیدونم این دوستمون هم که این نظر رو داده بیاد بره تو وبلاگ دیگران چرت و پرت بنویسه .
خدا همه رو شفا بده.
هر کس گفت من کیم بیاد جایزه رو از این آقای به ظاهر منتقد بگیره . بابا انقدر از این ارازل و اوباش زیاد شده آدم میمونه چیکار بکنه .
من اسم این ها منتقدان رو گذاشتم : احمد نژاد های اینترنتی.



نظر

04:38, جمعه 29 آبان 1388 .. ارسال شده توسط ناشناخته (سايت - ايميل)

احمدی نژاد می دونی چه آدمی؟ آدمیه که در عین حال که اندازه ی یه الاغ نمی فهمه بیش از اندازه ادعا می کنه که می فهمه. حالا لطف کنید و مقایسه کنید و داوری. در عرصه ی تئاتر چه کسی شبیه احمدی نژاده؟ من یا ...؟



نظر

02:55, چهارشنبه 11 آذر 1388 .. ارسال شده توسط من (سايت - ايميل)

من نمیدونم باید به این علامه دهر چی گفت که به جای اینکه نظر و عقیده اش رو محترمانه مطرح کنه فکر میکنه سر چاله میدونه. خودتم میدونی اینایی که میگی چرت وپرته. همش از حسادته.البته این کاملا عادیه که وقتی نتونی هیچ جوره با کسی رقابت کنیو توانشو نداشته باشی از این در وارد شدن کار راحتیه. پس اگه میخوای ادامه بدی ایرادی بهت نیست؛ تو این کار رقیب نداری.



نظر

08:56, دوشنبه 23 آذر 1388 .. ارسال شده توسط ناشناخته (سايت - ايميل)

کاش اونقدر لایق بودید که دعوت به رقابت با شما رو می پذیرفتم. شما که به نویسنده ها و کارگردان های بزرگ تئاتر جهان بی احترامی می کنید و یک شخص با اطلاعات سطحی از تئاتر رو با اونا مقایسه می کنید از من چه انتظاری دارید. خدا کنه یه روزی برسه که کمی واقع بین باشید و از تملق و چاپلوسی این دوره و زمونه فاصله بگیرید. شما اگه هنرمندید باید دردهای جامعه رو با تطبیق دادن اون با هنر ارائه بدید نه این نگاه سطحی و تقلید بدون اندیشه از کارهای خارجی. امیدوارم از این به بعد با منتقدین بهتر برخورد کنید. من دیگه حرفی برای گفتن ندارم. برای همیشه خدا نگهدار. شاد باشید و واقع بین



کسب درآمد عالی و مطمئن برای صاحبان سایتها و وبلاگ ها

10:27, پنجشنبه 26 آذر 1388 .. ارسال شده توسط HDGOU/HYFbr2U (سايت - ايميل)

بهترين و مطمئن ترين سايت تجارت الکترونيکي برای صاحبان سايتها و وبلاگ ها
بدون محدوديت در استفاده از کد ها در سرويس دهندگان وبلاگ
هم اکنون عضو شويد



» پنه لوپه به جنگ می رود ( عکس و حواشی)
» توضییح
» موسيقی درمانی چيست؟
» یک وب سایت برای علاقه مندان به نقاشی گرافیک و طراحی
» lucian freud
» چهارمين جشنواره ی هنرهای تجسمی هنر جوان
» ُُُElizabeth Peyton
» موسيقی
» هنر من ، پاسخ شخصي به جهانياني است
» هنري از جنس نديدن !
» هدف از تشكيل انجمن موسيقي چيست؟
» گزارشي از نمايشگاه "سير تحول آثار شيرين مشروطه"
» هنر در گنجه خاك مي خورد !
» خبر هاي در گوشي
» شكوفايي در هنر قزوين
» هنر مدرن و كودكان
» آکواريوم در هشتمين همايش تئاتر جوان استان قزوين
» نمایش مهمانی برای کینگز
» واژه شناسيهنر و هنر های زيبا
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo "
» پیرامون مالیخولیا و نمایشگاهش
» تجربه ای ديگر:
» سالوادور دالی
» نگاهي به كاركرد”سكوت” در نمايشنامه‌هاي”هارولد پينتر”
» جنبش های هنری قرن بیستم
» نگرشی برجنبش های هنري
» بزرگترين تئوريسين طراحی جهان ـ پل کلی
» نمایش نوزاد
» هنر دینی
» تئاتر در تبعید
» به یاد اجرای اثر فروغ فرخزاد
» افشین پیر هاشمی
» من فکر می کنم پس هستم !!!
» شرکت در دهمین جشنواره تئاتر دانشجویی
» نمایش دو مرد و دو زن در آکواریوم
» عکس تئاتر ( آکواريوم )
» بخشی از آثار علی اسکندری
» اصول کارگردانی تئاتر
» اخباری در مورد انوشه انصاری
» تعاريف هنر از ديدگاه بزرگان هنر

بازديد امروز: 19
بازديد ديروز: 45
بازديد هفته: 141
بازديد ماه: 1241
بازديد كل: 59519
تعداد کل صفحات: 51
صفحه کنونی: 1
Copyright 2008 Download2