هنري از جنس نديدن !نقاشی ديواری نوعی ديوار نگاری به شمار می رود و از طريق رنگ آميزی گچ و آهک مرطوببا رنگ های محلول در آب ( شيوه كلاسيك )، ايجاد می شود. اين نقاشی های ديواری «فرسک» نام دارند.نقاشي ديواري از سالها قبل براي تزئين قصرها آزمايش و تجربه شده است. از نمونههاي بازمانده اين كاخها ميتوان به كاخهاي پادشاهان صفوي در قزوين و اصفهان اشاره كرد كه ديوارنگارههاي اين بناها از ارزش ويژهاي برخوردار بوده و شايد جزء اولين آثار ديوارنگاري تصويري عهد صفوي باشد كه تاكنون باقي مانده است.شاه طهماسب در سال 951 ه.ق به علت خطراتي كه هر لحظه از طرف تركان عثماني، تبريز را تهديد ميكرد، تصميم گرفت پايتخت را از تبريز به قزوين منتقل كند. علاقه وي به نقاشي نيز سببساز پيشرفت يكي از هنرهاي كهن ايران يعني ديوارنگاري شد.وجود لايههاي مختلف نقاشي در كاخ چهلستون قزوين حكايت از گذشت دورانهاي مختلف بر آن دارد كه با مطالعه و بررسي آنها و استناد به متون كهن و سفرنامهها و ادبيات منظوم ميتوان با ويژگيهاي نقاشي ديواري در قزوين و سير تحول آن آشنايي پيدا كرد.به طور كلي ديوارنگاري در قزوين طي مسير تحول خود چهار دوره را پشت سرگذاشته است؛ دوره اول در زمان پادشاهي شاه طهماسب كه به دوره انتقال معروف است. دوره دوم كه بعد از بازگردانيدن كارگاه نقاشي از مشهد به دربار قزوين در زمان شاه اسماعيل دوم آغاز شد و مكتب قزوين نام گرفت .مكتب نقاشي قزوين در سه محور الف : تکپيکره نگاري _ ب: نقاشي ديواري _ ج: نسخ خطي،رشد و نمويافت .از ويژگي هاي نقاشي مكتب قزوين مي توان به : قلم گيری ها و رنگ های بسيار ناب و يکدست و طراحی شخصيت ها و تناسبات نقاشی كه همانندتصاوير کتاب ها اجرا شده است اشاره كرد . با وجود اين، رگه هايی از نقاشی اصفهان در آن ها ديدهمی شود. به طور کلی مکتب نقاشی قزوين از يک سو منعکس کننده ارتباط با نقاشی ماقبلخود، يعنی مکاتب هرات و تبريز است و از سوی ديگر نشان از وقايعی دارد که در سال هایبعد، يعنی در قرن يازدهم هجری مصادف با قرن هفدهم ميلادی در اصفهان به طور گسترده رواج پيدا کرد. به عبارتی می توان گفت : مکتب قزوين مهم است، زيرا با شناسايی آن می توان به پايه های مکتب اصفهان رسيد. ديوارنگارهها همچون شعر ايراني شاد ، مهربان و حساسند و از فرط نديده شدن و بي مخاطبی ست كه خود را نابود مي كنند. اين تصاوير، تلنگری براي يادآوری تاريخ تصويری و همچنين نشان دادن نگرانی از پاك شدن اين شهر هستند . اهميت دادن به گرافيك شهري يكي از نكاتي است كه در چند سال اخير شاهد پيشرفت آن در عرصه شهري هستيم . اما آيا احقاق گرافيك شهري بدون توجه به پيشينه بومي و فرهنگي يه جامعه امكان پذير است ؟ بهتر نيست كه مسئولين براي زيباسازي فضاي شهري بي تاثير از گذشته عمل نكند تا شايد نگاه مخاطبان به سوي ميراث از دست رفته در كاخ چهل ستون و ديوار نگاره هاي آن جلب شود .استفاده از طرح هاي ساده و گرافيتي در زيبا سازي فضاي شهري نيز خود جاي تشكر دارد اما شهري با چنين پيشنه اي در امر ديوارنگاري ، بايد گوشه اي از فرهنگ خود را يدك بكشد و سپس به دنبال استفاده از دنياي گرافيت برود . مكتب نقاشي قزوين نتيجه سال ها تلاش بي قفه نقاشان گمنام اين ديار است كه هم كنون حتي يادي از آنها بر زبان نيست ، پس بهتر است در اختصاص فضاي شهري به نقاشي هاي بدون موضوع ، قسمتي را نيز به احياي اين مكتب همت گماشته تا ياد آور فرهنگ و هنر اين خطه از سرزمين مان باشيم .