| X Close | ||

براي نوشتن يك نمايشنامه چقدر زمان لازم است ؟
براي اجراي يك نمايش چطور ؟
چه اندازه بايد سختي كشيد تا تا تفكري تبديل به متن شود متني تبديل به نمايشنامه و نمايشنامه اي تبديل به تئاتر ؟
۲۳ ماه دوري از تئاتر آنچنان مرا دلتنگ قرار گرفتن زير نور پرژكتور كرده بود كه شايد خيلي چيزها را از زياد برده بودم .
از ياد برده بودم هنر را بايد از ديدگاه سياست نگريست .
از ياد برده بودم همه چيز اينجا به زنجير است حتي هنر!!!
از ياد برده بودم همه چيز اينجا مقدس است ـ هنر هم !!!
از ياد برده بودم تمام چارچوب ها .
من يادم نرفته بودم - علي چپ يادت هست . كوچه خوبيست .
فاطمه آدينه - سميرا ضابطي و پويان اصغري در نمايش پنه لوپه به جنگ ميرود
ما براي جايزه نيامده بوديم . پنه لوپه به جنگ ميرود خود جايزه است .
۲ ماه تمام ، بي وقفه ، زير هزاران نگاه نانجيب در جايي كه ما اسمش را گذاشته ايم فرهنگسرا ( جايي كه همه چيز بود الا فرهنگ) عرق ريختيم . تا درد را فرياد بزنيم نه از زبان خود درد از زبان عشق .
ما گفتيم : جنگ ، موسيليني ، ايتاليا ، نيروهاي متفقين و عشق .
تو گفتي : كدام جنگ ؟
ما گفتيم : مذهب ، كاتوليك ، حس خوشبختي ، ميهن و عشق ،
تو گفتي : بازي ضعيف!
ما گفتيم : سرزمين موعود ، نجابت ، اعتقادات پوچ و عشق .
تو گفتي : حذفش كن .
ما گفتيم :پرستو ي مهاجر ، آزادي و آزادي و آزادي و عشق.
تو گفتي : در بازبيني بايد مردود مي شدي .
ما گفتيم : سنگسار ، كشتن ، خيانت و عشق .
تو فرياد زدي : اين روسپيگريست.
ما گفتيم : اين نمايشي ست كه ممكن است اتفاق بيفتد (و شايد اتفاق افتاده باشد) اين زندگيست !!!
تو گفتي : كه چي ؟
ما گفتيم : پنه لوپه به جنگ ميرود يعني احترام بگذار به هر آنچه كه ديگري به آن فكر مي كند
تو گفتي : جايزه بي جايزه!!!
گفتيم : ما براي جايزه نيامده ايم .
تو گفتي : نبايد اجرا بشه .
و ما هنوز هم ميگوييم :
پنه لوپه به جنگ ميرود يعني احترام گذاشتن به انديشه ديگري .
لينک مطلب
نوشته:پویان
تاریخ:دوشنبه 2 شهريور 1388
ارسال نظر
تعداد نظرات: [14]